اخرین حضور هم رفت. . .

خرید بک لینک

ده سه روزی هست که اومدم، الان دیگه میتونم بگم خدمتم تموم شده.فقط یکم اذر باید برم یه سر برای تسویه که 5 اذر تهران باشم.خدمت هم تموم شد، یه چیزایی بدست اوردم اما خوب نه همه چیزایی که میخواستم همیشه همینطور بوده اون چیزایی که میخواستی رو کامل بدست نیاوردی همیشه یه چیزی کمه همیشه نتایج کم تر از اون چیزایی هست که براش برنامه ریخته بودی حالا نمیدونم مشکل از منه یا همه همینطورن.

در هرحال این هم گذشت و حالا با کنکور حدود 5-6 ماه فاصله دارم و نمیدونم واقعا چی میشه مظالعاتی داشتم اما نمیدونم ایا بدرد بخورد هستن یا نه ایا واقعا میتونم به وسیله ای نمطالعات و پیگیریاشون به نتیجه برسم؟! اگه با همین وضع پیش برم مطمئنا نه اما اگه وضع فرق کرد با انرژی بیشتری مطاللعه کردم احتمالا قضیه فرق کنه. فعلا که تغییر خاصی درم ایجاد نشده یه حس بلاتکلیفی دارم که بسببش بی انگیزه و کرخت شدم، دیرزو به این فکر میکردم اگه قبول نشم چی میشه!!!! از همه جا مونده و رونده واقعا معلوم نیست سر از کجا دربیارم واقعا هیچ چیز برام نمیمونه و این بدترین چیزه، تو این چند سال هیچ مهارت خاصی یاد نگرفتم و تو هیچ زمینه ای وارد هم نشدم چه برسه به اینکه موفق بشم به درست یه به غلطش کاری ندارم اما به هرحال خودمو سرگرم روانشناسی کردم اگه این وقت گذاشتن برای روانشناسی که به قیمت بی ثمری تو زمینه های دیگه بوده به نتیجه قبولی در کنکور ختم نشه پس ب چه دردم میخوره؟! اخرش مثل پدرم باید یه گوشه بشینم و بدون هیچ کار و بار و حرفه ای با پستی و بلندی های روزگار دست و پنجه نرم کنم. تازه پدرم یه حقوق میگرفت من حتی اونو هم نخواهم داشت وجالبش اینجاست که همیشه دوست داشتم بالاتر زندگی کنم نسبت به پدرم مثل اون نباشم و اشتباهات اونو نکنم برم دنبال اینده ای که از زندگی پدرم بهتر باشه و با زندگی اون فرق کنه اما حالا چی؟ فرق میکنه ولی احتمالا بدتر میشه و این طنز روزگاره.

ترس از اینده پیش رو واقعا محسوس و واضحه در عین حال بدتر از اون اینه که گاهی اما نه همیشه گاهی احساس میکنم در قبال این اینده ترسناک ناتوانم و این بدتر از خود وجود ترسناک ایندست چون یه اینده ترسناک قابل کنترل نه تنها بد نسیت بلکه میتونه خیلی لذت بخش باشه اونم وقتی که از پسش بر بیایی و به کنترل اراده خودت درش بیاری.

البته انیایی که گفتم اینده ایه که من درش شکست بخورم. اگه موفق شدم خوب کلا همه چیز فرق خواهد کرد. باید دید. . .

دلم میگرفت اما. . ....

ما را در سایت دلم میگرفت اما. . . دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 91 تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 7:00

صفحه بندی